به نام یزدان پاک

درود و سپاس


پوشاک در نزد ایرانیان



ایران  در سراسر  تاریخ  خود پارچه های ممتاز ساخته است ،انواع منسوجات از نظر درباری و ایلیاتی نه تنها چون وسایل  زندگی و تزئین خانه و جامه ،بلکه همچنین برای تظاهر به تشخص و توانگری کاربرد داشت و مورد نیاز بود .عوامل تداوم بخش مشهود در دیگر هنرهای  ایران در مورد منسوجات نیز صدق میکند ،یکی از آنها دلبستگی به رنگهای تند و تابناک است که در میان عموم افراد ،از شهری و روستایی و چادر نشین ،شیوع میداشته است
آستین  در جامه ی  ایرانیان منزلتی  قابل  توجه  داشت .در نگارگری های  دوره ی تیموری و ابتدای  دوره ی  صفوی مرد  و زن آستین هایی به  درازی بیرون  از حد بر نیمتنه ی  خود  داشتند .بیشتر درباریان  و مقربان شاه آستین های گشاد و بسیار بلند  خود را چون  جامه ای رسمی می پوشیدند ،که به احترام حضور  پادشاه دستهای  خود را تا بالای مچ درون آنها  پنهان  دارند و دست به سینه بایستند .
از این گذشته  آستین  در معانی  ادبی  و عرفانی  دلالت  بر عواطف و احوال  درونی  صاحب خود میکرده  است ،متانت و سرسپردگی ،مکاشفت  و عبرت آموزی ،آشفتگی  و دلهره ؛ همچون  روحیه ی فردوسی هنگام رویارویی  با شاعران دربار غزنوی ، یا  انزجار آمیخته به استعجاب از جانب  سه تن مریدان ناظر بر احوال شیخ صنعان که پا در دلدادگی به  دختر ترسا گذارد و سر از پیروی احکام اسلام بگرداند ، نیز بیان  وارستگی یا دل گسیختگی پیران  پند آموخته از مدار  روزگار ، که مطامع  دنیوی  را به یک تکاندن  آستین و دست  از خود به دور میراندند ، و برتر از همه نشانی از استغراق در جذبه ی عارفان میتوانست  بود که همان آستین و دست را در انبساط عشق به هر سو می افشاند تا از آن فیض حاصل ،حصه ای هم به بندگان  دیگر  برسد . در نگاره ی  سماع  درویشان آستین های درویشان  در وجد آمده به هر سو در طیران اند ،در حالی که دیگرانی  بیخود  از خود قدم به آستانه ی محو گذارده، و یا سرمست از نشئه ی تقرب به پا درافتاده اند .
گزنوفون در توصیف آداب  و رفتار کوروش بزرگ مینویسد،کوروش به هنگام سان  دیدن لشکریانش هر دو دست را بیرون از آستین نگاه میداشت ،در حالی که دیگران همه دستها در آستین  داشتند ،که بی شک رسمی احتیاطی برای ایمن داشتن خود از خطر سوء قصد بوده است .
پارسیان شلوار  به تن میکردند ،که در نظر یونانیان و رومیان  "دامن پوش" ،مظهر آشکار بربریت شمرده میشد . گزنفون جامه ی کوروش بزرگ  سوار بر ارابه را اینچنین  توصیف  کرده است "بالاپوشی ارغوانی و برش خورده با نوارهای سفید و شلواری به رنگ قرمز نارنجی و شنلی  تماما  ارغوانی"
پیاده  نظام خشایارشا به هنگام عبور از هلسپون ، با هر قوم و ملت  صف آراسته در  جامه ی جنگی خودش ، سکاییان  با کلاه نوک باریک و شلوار ،هندیان در ردای پنبه ای ، عربان در پیراهن بلند کمردار ، حبشیان پوشش گزیده از پوست پلنگ و شیر با کلاهخود کله اسبی و اندامی  رنگ آمیزی شده به رنگهای  روشن و برتر از همگان خود پارسیان با بالاپوش و شلوار  قلابدوزی  شده در زیر جوشن مشبک ، و مادها با جامه ی سراسر مزین و مطلا که به گفته ی هردوت "هر سپاه مادی با اشیاء زرینی که به مقادیر تصور نکردنی بر خود آراسته بود  میدرخشید"
بخشی از جلال و شکوه تخت  جمشید در نقش برجسته های تخت جمشید تجلی یافته است ،که پادشاه داریوش بزرگ و ملتزمان  پارسی بارگاهش را با رداهای بلند نشان میدهد .در برجسته کاریهای  روی سنگ این تن پوشها  کاملا ساده نشان داده شده اند ،ولی تصویر  جاودانهای هخامنشی  در قاب بندیهای کاشی رنگی در کاخ داریوش (شوش) رداهایی  با نگاره هایی لوزی ،حلقوی  و گلسرخی را عرضه میدارند که ممکن است اجرا شده بر لوحهای فلزی و یا سوزن دوزی شده روی پارچه  بوده باشند .از سوی دیگر بر لوح های مکتوب هخامنشی ،که نیز در شوش مکشوف  گردیده ،شرح بافندگی پارچه و تزئین جامه با سوزن دوزی  رنگین ضبط شده است


پارتیان بالاپوشهایی آراسته به ابریشمینه های منقوش به جانورانی درون شمسه ها بر تن میکردند .که نمونه اش در پیکره های مکشوف در هترا  دیده می شود؛ یک پیکره ی پارتی ،احتمالا از سانتروک دوم فرمانروای هترا در سده ی اول تا دوم بعد از میلاد بالاپوشی با آستین و کمر و شلواری گشاد بر تن دارد که همه مزین اند به قطارهایی از دایره ها و لوزیهای مروارید نشان یا شاید لوحهای فلزی زینتی .



با سپاس
بخش فر و ادب - انجمن جوانان سپید پارس (دفتر همدان)
گزارش: نرگس والامقام, سرپرست بخش فر و ادب

💠 https://telegram.me/jspngo