کهن هنر ایرانی __ گلیم و فرش
به نام يزدان پاک
درود و سپاس
انجمن جوانان سپيد پارس
بخش ادب و هنر
کهن هنر ايرانی
گليم و فرش
اختلاف شرایط اقلیمی در مناطق مختلف ایران ( كوهستان، دشت و دمن، كویر) عامل تأثیرات و تغییرات در شرایط زندگی است. این تغییرات به نوبه خود تأثیر فراوان در همه مسائل، آداب و رسوم، سنن و هنرهای دستی كه بافت گلیم نیز یكی از آنهاست، دارد. بهتر بگوییم یكی از عوامل تنوع و گوناگونی بافتهای ایران همین است كه اشاره شد. تفاوت فاحش بافت های ایران هر كدام بیانگر خصوصیات بافندگان ومحیط بافت است كه كاملا از هم متمایز و قابل تشخیص هستند .
گلیم را می توان از دو جهت بررسی كرد: یكی از نظر بافت و دیگری از نظر نقش. بافت گلیم در ایران چندان اختلاف ندارد و در بیشتر نقاط ساده بافته می شود. در منطقه ای مثل دشت مغان كه شاهسونها زندگی می كنند گلیم را به طریق " سوماك " می بافند.
در این مبحث آنچه مهم است نقش ها و رنگ های انتخاب شده است كه دارای تنوع وسیعی می باشد. در بعضی نقاط ، رنگ خاصی بیشتر استفاده می شد. یكی از علل اساسی آن امكان رشد گیاه رنگی مخصوص در آن سرزمین بوده است كه برای تهیه آن رنگ، مورد استفاده قرار می گرفت، اما اكنون امكان تهیه رنگها در بازار بیشتر شده است و تقریبأ می توان گفت كه رنگ ها در همه جا متنوع است.
نقوش گلیم به دلیل تكنیك خاص بافت، بیشتر به صورت اشكال هندسی است، با وجود این محدودیت، آن چنان تنوع و قدرت هنری وسیعی دارد كه حتی در كتب هنری بین المللی دیده شده كه دست بافته روستایی ایرانی (كسی كه تحصیلی در زمینه فرم و رنگ ندارد) در مقایسه با كار هنری یك هنرمند (كسی كه تحصیل و تجربه در زمینه هنر دارد) دارای ارزش هنری بیشتری است.
نكته جالب توجه این است كه، به دلیل امكانات و تسهیلات ارتباطی كه به مرور زمان بین روستاها و شهرها ایجاد شده است، بافندگان، امكان برخورد و آشنایی با دست بافتهای یكدیگر را نیز پیدا كرده اند. این موضوع باعث می شود كه هنگام بافت، نقوشی از مناطقی كه گذر كرده اند به ذهنشان مانده باشد و یا شبیه آن نقوش را در گلیم خود بیاورند. برای مثال دیده شده است كه نقش هایی مشابه، هم در بافتهای آذربایجان و هم در كردستان و یا جاهای دیگر نزدیك به این نقاط بافته شده است.
از آثار و نوشته های مورخان و جهانگردان پیداست كه بافتن جزو اولین هنرها و صنایع قبیله های پراكنده انسانها بوده است .
می توان گفت بافتن پارچه و گلیم تقریبا از یك زمان رواج یافته است. حتی می توان گفت كه انسان پیش از آنكه دست به ساختن خانه بزند، اقدام به بافتن كرده است . برای بافتن پارچه از الیاف ظریف تر و برای بافتن گلیم از الیاف ضخیم تر استفاده می كرده است
در سال 1949 در سرزمین روسیه یك قطعه قالی به نام قالی (پازیریك) به حال انجماد ،پیدا شد كه مربوط به 350 تا 500 سال قبل از میلاد مسیح بوده است و به این ترتیب وجود قالی و گلیم در تمدنهای باستانی فلات ایران ثابت گردید. فرش یاد شده دارای 3600 گره متقارن در هر دسیمتر مربع می باشد.
نقش آن قالی بیانگر این است كه برای رسیدن به چنین مهارتی در قالبی بافی لازم است كه بافنده از یك سنت حداقل هزار ساله برخوردار باشد. بدین ترتیب تاریخ پیدایش هنر گلیم بافی و قالی بافی در ایران حدودأ بین1500 تا 2000 سال قبل از میلاد تعیین شد. از آنجایی كه گلیم زودتر از قالی بافته شده تاریخ گلیم بافی به 3000 سال پیش از میلاد عنوان شده، كه تاریخ آغاز نساجی است و از وسایل بافتنی كه از بهشهر به دست آمده و تاریخ آن متعلق به 600 سال قبل از میلاد است ، نشان می دهد كه از موی بز و گوسفند استفاده می شده است. اما در مورد پارچه مشخص نیست كه از همین الیاف استفاده می كردند یا نه. در تپه های سیلك كاشان نمونه بافت پارچه متعلق به 4700 سال پیش به دست آمده است.
در حال حاضر گلیم وسیله ای است كه به عنوان زیر انداز و پرده در چادرها و محلهای عمومی نظیر قهوه خانه ها و نیز در تهیه لوازم زندگی و كار، مانند رختخواب بند (چادر شب)، سجاده، خورجین، جوال دیوارهای چادر، جل اسب، پشتی، سفره و ... استفاده می شود كه در این مقوله توضیح داده شده است. لازم به ذكر است كه بافت گلیم و استفاده از آن تقریبا در تمام نقاط ایران رایج است.
رودنكو در كتابی كه به مناسبت اكتشاف فرش پازيريک در سال 1953 در روسیه منتشر كرد، درباره ی فرش كشف شده توضیحات مفصلی نگاشت و آن را صراحتاً كار ایران و قدیمی ترین فرش ایرانی در دنیا دانست. او نوشت: "بدون اینكه بتوانیم به طور حتم بگوییم ، این فرش كار كدام یك از سرزمین های ماد- پارت(خراسان قدیم) یا پارس است، تاریخ فرش مذكور و پارچه هایی كه در پازیریك كشف شد، قرن پنجم و یا اوایل قرن چهارم پیش از میلاد تشخیص داده می شود."
سپس او اضافه می كند:"تاریخ این قالی از روی شكل اسب سواران معلوم می شود. طرز نشان دادناسب های جنگی كه به جای زین، قالی بر پشت آنها گسترانده اند و پارچه ی روی سینه ی اسب، از مشخصات آشوری هاست. اما ریزه كاریهای مختلف و طرز گره زدن دم اسبها روی فرش پازیریك، در نقوش برجسته تخت جمشید نیز دیده می شود."
در زمان تسلط مغول ها (قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی) قالی بافی به سطح بسیار بالایی از زیبایی وتكنیك رسید. شكوفایی این صنعت شاید با حكومت غازان خان مصادف بود.
اما اوج هنر قالی بافی كلاسیك ایرانی را كه از آن به عنوان رنسانس قالی ایران یاد می شود، زمان سلاطین صفوی به ویژه زمان حاكمیت شاه طهماسب اول و شاه عباس ثبت كرده اند. از این دوران حدود 3000 تخته فرش به یادگار مانده كه درموزه های بزرگ دنیا یا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.
در این دوران در كنار قصرهای پادشاهان، كارگاه های قالی بافی بنا شد و مراكز گوناگون كه قبلأ در تبریز ، اصفهان ، كاشان ، مشهد ، كرمان ، جوشقان ، یزد ، استرآباد ، هرات و ایالات شمالی، نظیر شیروان ، قره باغ و گیلان وجود داشتند توسعه و رونق بیشتری گرفتند.
در همان زمان، نقاشان و نگارگران بلند پایه، طرح های خلاصه شده و تركیبی ترنج در وسط قالی و لچك ها را در آن وارد كردند ، یعنی همان طرحی كه قبلأ به زیباترین وضعی در قرن پانزدهم روی جلد كتاب های ارزشمند به كار می رفت.
با اشغال كشور به وسیله افغان ها (1722-1721 میلادی)، این صنعت و هنر رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قالی های ایرانی، به ویژه فرش های نفیس ناحیه ی تبریز به اروپا راه یافتند. از سوی كشورهای اروپایی نمایندگانی به تمام كشورهای مشرق زمین گسیل شدند و با رقابت بسیار فشرده ، كلیه ی فرش های كهنه و عتیقه را گردآوری كرده به قسطنطنیه كه هنوز هم مهمترین بازار قالی مشرق زمین است فرستادند.
با به پایان رسیدن منابع فرش های كهنه ، شركت های انگلیسی (زیگلر 1883 م) ، آمریكایی و آلمانی به طور نامحدود اقدام به تأسیس كارگاه هایی در تبریز ، سلطان آباد (اراك) و كرمان كردند. این روال تا جنگ جهانی اول كه تولید قالی به طور قابل توجهی افزایش یافته بود، ادامه داشت.
اين گزارش برگرفته از تارنمای تبیان می باشد
به نام خدا