جشن سوری و نوروز باستانی

به نام یزدان پاک

درود و سپاس

شاخه ایران باستان

 

جشن فرخنده  سوری  سرآغاز جشن های نوروزی

جشن خجسته " نوروز " جشن آفرینش و زنده شدن جان جهان

بر همه ی ایرانی تباران سراسر گیتی همایون باد

 

نوروز یادگار ایرانی، میراث جهانی بر همگان فرخنده باد

 




شناسنامه ی "خوان نوروزی"

" خوان نوروزی"

ایرانی تباران برای هر مراسم یا بزرگداشتی خوانی می گسترانند که زیباترین و ورجاوندترین آن "خوان نوروزی" می باشد، از آنجا که "نوروز" بزرگترین جشن ایرانی است، ایرانی تباران می کوشند تا بهترین و برترین داشته های خود را بر "خوان نوروزی"  جای دهند .

هفت سین یا هفت سینی

در زمان ساسانیان قاب های نگارینه و زیبایی از جنس کائولین، از سرزمین چین به ایران می آوردند ، به ظرف های فلزی که از چین آورده می شد "سینی" و به ظروفی که از جنس کائولین بودند را "چینی" میگفتند؛ برای چیدمان "خوان نوروزی" این ظروف نگارینه و زیبا را، بشمارگان هفت "امشاسپند" (اَردی وَهِشت، خورداد، اَمُرداد، شَهریور، وَهمن، اِسپندارمذ و خداوند) بر روی خوان می گذاشتند؛ از اینرو  به "خوان نوروزی"، "هفت سین " نیز می گویند، که واژه هفت سینی درست تر می باشد؛ چیزهایی که در درون این سینی ها بر روی "خوان نوروزی" جای می دهند، بدینگونه اند:

سبزه نودمیده

سبزه ها را به شمار سه، هفت یا دوازده، بیست روز پیش از نوروز ، که اغلب گندم،جو،برنج،لوبیا، عدس،ارزن،باقلا،نخود و کنجد بود، را بر ستون یا قاب هایی می کاشتند، خانواده های ایرانی تبار بیشتر سه سبزه از  گندم،جو و ارزن بر خوان می گذارند، و آن را نمادی از امشاسپند" اَمـُرداد" که فرشته ی نگاهبان گیاهان بر روی زمین هست می دانند؛ ایرانی تباران بر این باورند که سبزه نودمیده از سوی روان درگذشتگان سبز شده و می بالد از این رو آن را نشانی از فراوانی و برکت می انگارند .

آتشدان

نخستین خودزنی های میراث در پیوند با ترشی سازی پاسارگاد

به نام یزدان پاک

درود و سپاس

بخش دیده ور سازه های کهن

نخستین خودزنی های میراث در پیوند با ترشی سازی پاسارگاد

متاسفانه هر روز در گوشه و کنار این سرزمین تاریخی گزارش های ناگواری را نسبت به تخریب و ویرانی آثار و یادگارهای فرهنگی و تاریخی گواه هستیم، از شکستن حریم منظری فرهنگی گرفته تا شکستن ستون ها و پایه های ساختمان ها و محوطه های چند هزار تا چند سد ساله که اگر همین گونه پیش رویم در آتیه نزدیک شاهد شکستن پایه های فرهنگ و تاریخ و هنر این سرزمین خواهیم بود و چه پاسخی در دادگاه تاریخ خواهیم داشت را نمیدانم!

یکی از این دست موارد که کنش ها و واکنش های بسیاری را چه از سوی مسئولان و چه سازمان های مردم نهاد در پی داشته است، ساخت کارخانه رب گوجه و ترشی سازی در "حریم درجه میراث جهانی پاسارگاد" است، که اکنون تقریبا بیش از نود و پنج درسد ساختمان آن بپایان رسیده است و تا چندی دیگر باید منتظر نصب تجهیزات تولیدی و صنعتی آن بود، که با این اتفاق جلوگیری و تخلیه آن تقریبا غیر ممکن ،و هزینه ها و تبعات متوقف نمودن آن بسیار زیاد خواهد بود، با این وجود تا کنون هیچ واکنش و پاسخ درست و کارآمدی را از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور و اداره کل فارس گواه نبودیم ، و در این فضای منفعلانه و سستی ها، یک تخلف بزرگ میراثی در روی رخ دادن و بهره برداری است! مهم این نیست که چه کسی و یا کسانی تخطی و اشتباه کرده اند، پرسش این است که چگونه پس از اینهمه مدت و روشن شدن زوایای گوناگون تخلف همچنان واحد حقوقی میراث نمیتواند، این موضوع را رفع نماید، و میراث فرهنگی بجای آنکه با متخلفان اصلی و مقصران برخورد و نیروی خود را معطوف به پیگیری و حل پرونده نماید، صرفا جهت تهیه خوراک خبری و پاسخی برای توجیه اقدامات انجام نداده خود، دست به اخراج،جابجایی و تعدیل کارمندان خود میزند، در رویی که این خودزنی ها نه تنها تاثیری در حل موضوع ندارد بلکه اثرات زیان بارتری را بهمراه خواهد داشت!