تحولات هنر تصویری ایران
به نام یزدان پاک
درود و سپاس
بخش ادب و هنر
تحولات هنر تصویری ایران
تحولات هنر تصویری ایران از روزگار پیشاتاریخی آغاز شد. روند چند هزار ساله هم آمیزی سنتهای تصویری آسیای غربی نهایتاً در الگوی ایرانی عصر هخامنشی تبلور یافت. این الگو طی چند قرن زیر موج یونانی مآبی پوشیده ماند، اما در زمان ساسانیان از نو رخ نمود و در شرایط اجتماعی و فرهنگی این عصر ویژگی های جدید کسب کرد.در این میان ، پارتیان با رویکرد به سنتهای کهن تر ایرانی و شرقی شخصیت خویش را در هنری تلفیقی ظاهر ساختند. از سوی دیگر، آسیای میانه از هم آمیزی سنتهای ایرانی و هندی و چینی الگوهای خاص خود را آفرید. میراث ساسانی و آسیای میانه به دوره اسلامی رسید و بر جریان هنر تصویری ایران تا زمان سلجوقیان تاثیر قاطع گذاشت. استیلای مغولان بر ایران نقطه پایان این روند بود.
از این دوره طولاتی آثار تصویری پراکنده ای بر جای مانده اند، که گرچه اهمیت تاریخی دارند، برای مطالعه دقیق سبک شناختی کافی به نظر نمی رسند.
تاکنون در نواحی مختلف نجد ایران آثاری پراکنده مشتمل بر تندیسکهای گلی صخره نگاری ، سفالینه های منقوش، و مهرهای محکوک شناخته شده اند که ما را تا حدی با زندگی مادی و معنوی ساکنان این خطه در اعصار قبل از تاریخ آشنا می کنند.نخسین قومی که در نجد ایران هویت تاریخی یافتند ، عیلامیها بودند که آنها نیز شماری آثار تصویری از جمله نقش بر جسته صخره یی از خود بر جای گذاشتند. این دستافریده های کهن را با صفت کلی« ایرانی» مشخص و متمایز می کنند، حال آنکه در واقع پیش از آغاز فرهنگ و تمدن آریایی در این سرزمین پدید آمده اند.
صخره نگاره های منطقه کوهدشت لرستان، که صحنه های رزم و شکار با تیروکمان و حیوانات چون اسب، گوزن و سگ را نشان می هد، از جمله قدیم ترین آثار تصویری یافته شده در ایران به شمار می آیند. بیشتر این نقاشی ها به شیوه ای ساده و ابتدایی و با رنگهای قرمز آخرایی ، سیاه و یا زرد بر روی دیواره غارها کشیده شده اند.حیوانات عموماً پهلونما ولی انسانها گهگاه روبرونما هستند. صراحتی اغراق آمیز در نمایش پیکره ها و حرکات به چشم می خورد.
جلوه های بارزتر هنر تصویری کهن ایران را بر روی سفالینه هایی می یابیم که از تپه سیلک( کاشان)، تپه حصار ( دامغان) و یا کاوشگاهای دیگر به دست آمده اند. این کاوشگاها در اصل محل سکونت مردمانی بود که کشاورزی می کردند و در فن سفالگری مهارت کافی داشتند. آنها سفالین نخودی یا صورتی را با شکلهای کژنمای انسانی وصور ساده شده حیوانی و نقوش هندسی به رنگهای سرخ و قهوه ای و سیاه می آراستند. در عصر مس و سنگ ( حدود 3500 ق.م) این گونه سفالینه نگاری در شوش به اوج کمال و ظرافت رسیده بود. در این زمان، خطوط و شکلها را به قاعده و با سنجیدگی به کار می بردند، و طرح را همچنان سامان می دادند که با صورت کلی سفالینه هماهنگی کامل داشته باشد. بی شک، جنبه تزیینی طرح از اهمیت خاص برخوردار بود، ولی محتملاً معنای آن برای سازنده و مصرف کننده ظرف بیشتر اهمیت داشت.
در آن روزگار، جانوران شاخدار مظهر نیروی باروری محسوب می شدند، و بی سبب نیست نقش آنها را بارها بر روی سفالینه ها می بینیم. اما برای آنکه شکل حیوان به یک نماد گویا تبدیل شود، می بایست مشخصاتی عام و دلالتگر کسب کند. سفالینه نگار به خوبی از عهده این کار بر آمد.
با سپاس
پیوندهای مردمی-انجمن جوانان سپید پارس
بخش ادب و هنر- انجمن جوانان سپید پارس
دبیر بخش: کارشناس ارشد هنر ، هدی نقی زاده
گزارش و نگارش: هدی نقی زاده
به نام خدا