پوشاک در نزد ایرانیان (بخش سوم)
پوشاک در نزد ایرانیان
🔸 بخش سوم
🔻 آل بویه و پس از اسلام
شرح تولید و تجارت منسوجات در قرون اولیه ی اسلامی با مدارک کافی در آثار نویسندگان عرب آمده است ،گرچه تعیین انواع بافتها مبهم مانده ،و تشخیص آنها از یکدیگر به آسانی صورت پذیر نیست ؛ اعراب کارگاههای دولتی پارچه بافی را خصوصا در امپراتوریهای بیزانسی و ساسانی درهم ادغام کردند .خراج سالانه به خلفا و امرا شامل پارچه ها و جامه های هر محل نیز میشد؛ فسا در فارس پارچه پرده ایی از ابریشم و پشم با شمسه ها و حاشیه ها اختصاصا برای امیر وقت می بافت، فاطمیان شیعی مذهب این منسوجات را می پسندیدند ،خلیفه المستنصر (487-427)مالک مقادیر زیادی از پارچه های نفیس بود ،از جمله خیمه های بزرگ با نقوش پرندگان ،فیلان و همه رقم تصاویر دیگر به اضافه ی بیست هزار طاقه "ابریشمینه خسروانی"دست نخورده .
در سده های چهارم و پنجم هجری جامه ی مشخص اسلامی بصورت کامل خود درآمد ، که تصاویرشان به وفور در نسخ خطی نشان داده شده است ، با عمامه و ردا یا روپوش بلند تا قوزک پا و آستین گشاد و یقه ی بسته ای که گاه به حاشیه های کتیبه دار و مغزی دوزی های زرین مزین میگردیدند ،در نقاشی کاروان زایران مکه ، جامه های کاروانسالار و خدمتکاران ،درفشهای زیارتی و رواسبی و ستام ستوران به همین منوال تزئین یافته اند .
مراکز پرورش کرم ابریشم عمدتا در شهرهای شمالی ایران چون آذربایجان و تبرستان و خراسان قرار داشت، خوزستان برای بازارهای فروش خود در شوش و اهواز پارچه های پنبه ای مخصوص عمامه و ابریشمینه ها برای انواع جامه و چادر و روسری تولید میکرد؛ کازرون در فارس ابریشمینه های محلی ، پیراهن و روسری پنبه ای ،پارچه های کتانی و کرکی (مو بزی ) قالی و گلیم به اطراف صادر می کرد؛ پارچه بافی خصوصا در شمال خاوری ایران رونق داشت، خراسان ،نیشابور و مرو بهترین پنبه و پارچه ها با تارهای نخی را تولید می کردند و مرو بخصوص در تهیه ی پارچه ی سیاه (پارچه ی مصرفی عباسیان ) و ابریشمینه های کتیبه دار برای عمامه شهرت یافته بود .
در ماوراءالنهر سغدیان پارچه هایی به شیوه ی ابریشمینه های ساسانی می بافتند، و با چین داد و ستد میکردند؛ بخارا در دولت سامانی بازاری با شهرت جهانی برای تجارت پارچه ی ابریشمی،انواع پارچه ی نخی نازک معروف به (چیت موصلی) و نوعی پارچه ی پنبه انباشته ی ضخیم معروف به (زندنیجی )منسوب به زندنه محل تولید آن قرار گرفت.
آل بویه (حدود 320تا 447) که طایفه ای از شیعیان زیدی اهل دیلم بودند، ادعا می کردند که از اعقاب ساسانیان هستند و هویتشان با ایرانیان پیش از اسلام یکی است، عضدالدوله دیلمی سازمان (تراز شاهانه) را کلا از تصاحب خلافت عباسی که رو به ضعف گذارده بود بیرون کشید و به تصرف خود درآورد ، از همان زمان نواحی زیر حکومت دیلمیان مراکز مهم پارچه بافی گردید؛ در سراسر کشور اسلامی، تبرستان بزرگترین مرکز پرورش کرم ابریشم بود و آل بویه بطورعموم تولید پارچه های ابریشمی و نخی را تشویق میکرد، عضدالدوله حتی شهری جدید بنام "کرد فنا خسرو" (که شهرت خودش بود) در فارس بنا کرد و شمار زیادی پارچه بافان را در آن اسکان داد .
بافت های اصلی عبارت بودند از ساده باف با یک تار و پود زیر و رو قائم بر هم که در نساجی "تافته" یا متقالی نیز خوانده میشود و دیگر جناغی باف که با چند پود اریب افتاده بر تارها بافته میشود و در نساجی "سرژه" نیز خوانده میشود؛ افزون بر این دو تحول تازه در پارچه بافی بظهور پیوست که اقتباسی بود از نوعی پارچه بافی اختصاصی چین به نام "لمپاس" که ابریشمینه ای است با زمینه ی تخت و گل و نگاره ی اندک برجسته ، در بسیاری از انواع این منسوجات خوشنویسی نقش اساسی یافت و بر فهرست نگاره های دیرین ،همانند ،عقابان ،طاووسان ،بزهای کوهی و پیکرهای آدمیان در حال شکار ،افزوده گردید .
چنین پیداست که بکارگیری منسوجات مصور برای اجرای مراسم تدفین در عهد دیلمیان، خواه همراه با متون دینی یا بدون آن ،ممنوع نبوده است، در بسیاری موارد نقش عقابها و شاهین های کوچکتر کاکلهایی برگ برگی و شاخ مانند دارند، که تا دوره ی سلجوقی در پارچه بافی متداول ماند؛ بطور کلی خطوط جداگر میان پارچه بافی دیلمیان و سلجوقیان محو و مبهم اند و چه بسیاری منسوجات که پس از معاینه ی دقیق تر به اطمینان خاطر از یکی به دیگری منتسب گردند.

زیباترین این منسوجات ابریشمینه هایی هستند که سوارانی با شاهین بر روی دست، یا در حال شکار خرگوش و همچنین فیل ها با پوششی تشریفاتی را در رنگهای خاموش به وصف تصویری در می آورند، با این ویژگی که هیکل ها جفتی به نقش درآمده و درون قاب هایی شش گوشه یا در میان دور قلابی های بهم تابیده جایگزین گردید؛ واقعیت این بود که سلجوقیان سلطه یافته بر ایران تمامی کارگاههای پارچه بافی آل بویه را به تصاحب خود درآوردند و از انواع نقش و نگارهای آنها بهره بردند؛ جانوران در فهرست نگاره های سلجوقی عبارت بودند از ، نقش های عقاب که خود درفش سلجوقیان گردید ، شیردال ، ابوالهول ، و عفریته ی افسانه ایی با سر و گردن زن و بال و دم و چنگالهای کرکسان ، شیر، ببر و انواع پرندگان که محبوبیت و رواج بیشتر داشتند و غالبا بصورت جفت هایی آسوده بال و در میان شاخ و برگ حاشیه های باریک نشان داده شده اند.

با سپاس
بخش فر و ادب - انجمن جوانان سپید پارس (دفتر همدان)
گزارش: نرگس والامقام، سرپرست بخش فر و ادب
💠 https://telegram.me/jspngo
به نام خدا