به نام یزدان پاک



درود و سپاس
بخش دیده ور سازه های کهن

زباله دانی تاریخ و فرهنگ بابل

آزادسازی ، "پل تاریخی محمد حسنخان" با مرگ تجارتخانه روس



 
پل تاريخي "محمد حسنخان" واقع در شهرستان بابل, در تاريخ 22/2/1356 خورشيدي به شماره ي 1414 در سیاهه آثار ملي ایران جاي گرفته است؛ این پل در اواخر دوره ي زنديه، بدست والي وقت بارفروش (بابل) "محمد حسنخان قاجار"،( نیای آغا محمدخان قاجار) بگونه معماري صفوي بنیان گردید،اين اثر تاريخي6 متر پهنا و 140 متر درازا و داراي 8 تاق چشمه است و بلنداي اين پل تا کف رودخانه (بابلرورد)11متر مي باشد؛ سال هاست که وضعیت حفاظت و بهره وری این اثر فاخر ملی به یکی از دغدغه های اصلی کنشگران و دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی تبدیل شده است، از آمد و شد خودروهای سنگین گرفته تا ایجاد ترک های عمیق بر روی بدنه، از فرو ریختن دیواره حفاظتی آن تا ایجاد گودال و چاله با پتک از سوی وندال های میراثی، از تخریب تاق چشمه ها و مخدوش نمودن منظر آن گرفته تا تخلیه نخاله و زباله های صنعتی خانگی، همگی دردنامه و رساله رنج این اثر ملی و فاخر تاریخی است، این روزها هم که خبر های ساخت پل سوم و نجات بخشی پل در میان است، کام دوستداران میراث دوچندان تلخ تر شده است، چرا که برای نجات یک اثر تاریخی باید اثر ملی دیگری را سد در سد ویران نمود، این بدان مانند است که برای درمان چشمی آن چشم دیگر را باید کور نمود، متاسفانه اینروزها همه گی دست در دست هم داده اند به کین تا این حافظه تاریخی و نماد فرهنگی ملی را محو نمایند، محور تاریخی میدان شیروخورشید(ولایت) تا تجارتخانه روس(سلمان) دارای ویژگی های بی بدیل فرهنگی و تاریخی است که میتواند جنبشی بزرگ چه فرهنگی و چه اقتصادی ایی را در شهر بابل و حتا استان و چه بسا شمال کشور ایجاد کند، در یک مسیر مشجر و درختی بسیار زیبا که منتهی به مکان طبیعی و رودخانه با پیرامون سبز میشود، شش اثر ملی ثبت شده از دوران زندیه تا پهلوی وجود دارد، و دیگر آنکه در کنارش پارک ویژه بانوان و بوستان تفریحی و همچنین یک بازارچه عرضه محصولات تولید خانگی و سالن همایش های اداره فرهنگ و ارشاد و یک ورزشگاه وجود دارد، حال با وجود چنین توانمندی های موجود که همگی در راستای رفع نیاز های گردشگری و طبیعی است، شهرداری در اقدامی غیر دانشی و نامدیریتی معنی توسعه را تنها گذرا و ساخت جاده و پل و تخریب محیط زیست و میراث فرهنگی دیده است، برای دستگاه و سازمانی مانند شهرداری بابل که رفته رفته دارد چارچوب تشکیلاتی کلان شهر را به خود میگیرد، بسیار زشت و زننده است که معنی توسعه پایدار را درک نکرده و نشناخته است، بجای آنکه در راستای توسعه و اقتصاد پایدار زندگی شهری و مدیریت شهروندی گام بردارند، در پی تخریب منابع دست اول و ایجاد مصنوعات هستند، متاسفانه شهرداری در اقدامی نه چندان خوشایند و با همگامی برخی دستگاه ها عامدانه ترافیک را بر روی پل تاریخی محمد حسنخان متمرکز داشته است، تا از روی ناچاری و برای نجات پل، که دوستداران این حوزه راضی به تخریب ساختمان تاریخی تجارتخانه روس شوند، و این یعنی خیانتی دو چندان به آیندگان، با آنکه برج دیده بانی بابل و همچنین پل تاریخی محمد حسنخان از نماد ها و المان های فرهنگی و تاریخی شهرستان و بعضا استان است، و شهرداری نیز تبلیغات و مانورهای زیادی در بکارگیری از این نماد ها دارد، اما در باطن هیچ وقعی به آن نمیگزارد و حتا عامدانه بسوی خدشه دار نمودن آن پیش میرود، چندی پیش گزارشی مبنی بر تخلیه نخاله های ساختمانی و حتا مردار پرندگان در زیر پل تاریخی محمد حسنخان و حاشیه بابلرود ،از سوی بخش دیده ور سازه های کهن "انجمن جوانان سپید پارس" در رسانه های اجتماعی و ملی پخش شده است که در حرکتی هم افزا ار سوی سمن های استان و با پیش گامی "انجمن رفتگران طبیعت" و "انجمن یاوران زمین" و دگر فعالان حقوقی و حقیقی برنامه پاکسازی پیرامون پل تاریخی در دستور کار قرار گرفت، که چهارشنبه پانزدهم مهر ماه، شهرداری بابل، سوای از قضاوت و تحلیل نیت آن، در حرکتی خوشبینانه و درست اقدام به پاکسازی حریم رودخانه بابلرود و پل تاریخی محمد حسنخان نموده است، امیدوراریم این اندیشه در مدیران شهری پروریده و زاده شده باشد که باید در راستای توسعه "پایدار" شهروندی،فرهنگی و زیست محیطی گام بردارند، و منافع های مالی و کوتاه مدت را بر منابع عالی و بلند مدت ترجیح ندهند، هرچند محور هزار متری تاریخی میدان شیروخورشید(ولایت) تا تجارتخانه روس(سلمان) دارای وضعیت کنونی نابسامانی به برهان های، نامعلوم بودن وضعیت بنای تاریخی سلمان(تجارتخانه روس ۱۳۷۸/۰۴/۲۹ در سیاهه آثار ملی ایران جای گرفته است) و یا برخورد خودرو با نرده های تاریخی برج دید بانی (که بشماره 1528 بتاریخ ۱۳۵۲/۱۰/۰۸ خورشیدی در سیاهه آثار ملی جای گرفته است) و تخریب بخشی از آن و همچنین آمد و شد خودروها بر روی پل تاریخی و ایجاد شکاف های عمیق بر بدنه آن، و یا عدم امکان بازدید همگانی از مجموعه کاخ های پهلوی و وضعیت اسفناک سردر دانشگاه بابل (که در تاریخ ۱۳۸۲/۰۷/۰۱ بشماره ۱۰۲۸۱ در سیاهه آثار ملی جای گرفته است) بسیار آشفته است، اما میتوان با مدیریت درست و ایجاد زیرساخت های گردشگری پایدار و همچینی باور به این صنعت سودآور این گذرگاه تاریخی را به یکی از مکان های ویژه گردشگری استانی و ملی بدل نمود، اینهمه توانمندی در مسیری چند سد متری و با پراکنش تاریخی چند سد ساله بسیار موقعیتی درخور و مناسب است، که پتانسل طبیعی نیز این توانمندی را دوچندان نموده است، اینجا میطلبد مدیران میراث فرهنگی و معاونین میراث و گردشگری کمی همت از خود نشان داده و بجای سکوت و چشم براه سازمان های مردم نهاد بودن، گامی برداشته و با تعاملی سه سویه میان سازمان های مردم نهاد، مدیران شهری و مدیران استانی این مهم را به انجام برسانند، امید است که این خویشکاری در ایشان قلیان گرفته و به جنبشی در راستای منافع ملی درآيد./



علیرضا صادقی امیری
دبیر انجمن جوانان سپید پارس


با سپاس
پیوندهای مردمی-انجمن جوانان سپید پارس
بخش دیده ور سازه های کهن-انجمن جوانان سپید پارس
گزارش ، نگارش و فرتورها: علیرضا صادقی امیری(دارا)